هممون برامون پیش اومده که حالمون گرفته باشه و دلمون یه آغوش گرم و یه شونه برای سر گذاشتن روش بخواد .
هممون برامون پیش اومده از تنهایی آرزو ی داشتن کسی مثل خودمون و داشته باشیم که بتونیم همون حرفایی که با خودمون میزنیمو باهاش بزنیم بی پرده و راحت .
شده بغض تو گلومون گیر کنه و جلو اشکامون و بگیریم .
هعیی 
گاهی زندگی در عین خوشی و زیباییش بد جور تنگ و تاریک میشه برات.
کاش میشد سنگ صبور هم  باشیم .