صاف تو چشمام نگاه کرد و هرچی تو دلش بود گفت.
لبخند زدم
لبخند زدم 
لبخند زدم 
و در نهایت به خاطر اینکه با تمام صداقت دیدگاهشو بیان کرد ازش تشکر کردم و تماااام .
ادما بعد اینکه حرف دلشونو میزنن یه نفس عمیق می کشن و راحت میشن 
نمیدونم این عادت خوبه یا بد میزارم هرکی هرچی دوست داره بگه کلا دوست ندارم حرفی تو دلی بمونه   حس غریبی بهم دست میده احساس میکنم غریبه ام.
اینم گذشت فهمیدم ادما باید برام اهمیت داشته باشن نمیفهمم این حجم از بی تفاوتی به اطرافیانم از کجا منشا میگیره همه چی خوب و عالی بود تا اینکه ... و بعدش هیچ وقت اون ادم قبلی نشدم انگار خودم نخواستم که دیگه کسی رو ببینم تا نکنه یه وقت دویاره ...
دردش استخوان شکن که هیچ روح ادمو تیکه تیکه مینه نابود میکنه و تو در تقلای زندگی کردن دست و پا میزنی .
کاش هیچ وقت ...