دیشب داشتموفکر میکردم که اینده حتما یه روز این حرفو به بچم میزنم ، بهش میگم که درس نخونه که نمره بگیره بلکه بهش یاد میدم درس خوندن تو یه بازه ای ،مسئولیت و وظیفه ای که به دوششه ه خواسته و چه ناخواسته پس باید از سن پایین یاد بگیره مسئولیتی که رو دوششه رو به بهترین نحو ممکن اجرا کنه و انجامش بده بهش یاد میدم که درسو یاد بگیره و در قبال هر درسی که میخونه و درس داده میشه بهش، مسئوله ، پس باید خوب یاد بگیره و تحویلش بده در حد توانش 
بهش یاد میدم به مدرسه به عنوان یه بستری از جامعه ی خیلی کوچیک نگاه کنه و تو مدرسه تمرین صبر و فدا کاری و کمک به بقیه ی بچه ها بکنه .
مثلا یه روز بهش خوراکی نمیدم تا گشنه بمونه و روز بعدش دوبرابر میدم و بهش میگم که دیدی دیروز گشنه موندی حالا برو  و غذای خودتو با دوستات که ندارن تقسیم کن 
یا حتما یه بار یه چیزی که خیلی دوستش داره و بقیه نمیتونن تهیه کنن و این ممکن بره پزشو بده رو براش نمیگیرم  
یادمه یه سال حدود اول دوم  ابتدایی بودم ما وضعمون خوبه و اون موقع ام خوب بود هیچ وقت در حدی نبودیم که چیزی که میخوام و مادر پدرم برام تهیه نکنن  یادمه انقدر شیطون بودم سالی دو سه جفت کفش میخریدن برام یه بار مامانم اگه اشتباه نکنم  اول سال تحصیلی برام کفش نو نخرید منم خیلی ناراحت شدم که چرا برام نگرفت خیییلیی انقدر که هرچی بهش اصرار کردم نگرفت که نگرفت گفت  فک کن یه بچه ای هستی که خانوادش توان مالی خرید کفش نداره اون وقت میخوای چیکار کنی؟ الان اگه تو بری و یه بچه ندار کفشای تازه ی تورو ببینه دلش میسوزه یادمه تو اون سن درکی از حرفاش نداشتم ولی کارش انقدر روم اثر کرده بود که مدت ها تو فکر بودم و حرفش تو گوشم مونده بود با اینکه چند هفته بعدش برام یه کفش خوشگل گرفت ولی بهم فرصت داد برا یه بارم که شده چیزی رو تجربه کنم که هنوزم که هنوزه به یاد دارمش و درس بزرگی با این کارش بهم داد .
الانم گاهی وقتا این تمرینو میکنم مثلا یه وقتایی به جا اینکه با تاکسی مسیر دانشگاهو بیام با اتوبوس میام یا حتی یه دوست خیلی پایه و خفنی دارم با اون قبلا که دل بزرگتر و روح ازاد تری داشتم این کارو عمدا وقتایی که خیلی شرایط جوی بد میشد انجام میدادم مثلا وقتی هوا برف یا بارون شدید میومد یا خیلی سرد و گرم میشد ، این کارا همه باعث میشه ادم بهتر بتونه بفهمه و درک کنه ادما رو یکم تنبیه جسم لازمه تا روحت لطیف تر و ازاده تر بشه از مادیات بیشتر فاصله بگیره و ملکوتی بشه  البته همه ی اینارو ادم باید فقط برا تودش تصمیم بگیره و دلی انجامشون بده ولی افسوس که الان خیلی دلمو زنگار گرفته انقدر اعتقاداتم ضعیف شده و تن پرور شدم که برگشتن به حالت های قبل برام مثل بلند کردن وزنه اای ۱۰۰ کیلوییه 
خدا خودت هوا هممونو داشته باش و عاقبت بخیرمون کن 
الهی آمین